این فصل را با من بخوان باقی فسانه ست
این فصل را بسیار خواندم عاشقانه ست
سنگ است دلی که نیست در سنگر عشق
خاک است بر سر من آن که ندارد سر عشق
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
منت عشق ز هر بی سر و پایی نکشیم.
گریه تنها همدم روزهای ...
اونکه عاشقانه خندید
خنده های منو دزدید
پشت پلک مهربونی
خواب یک توطئه می دید.
چه قدر جريمه بايد
چند تا ستاره بسه
براي جمع و منها
براي ضرب و تقسيم
تا كشف اين معما
تا بوسه قديمي
چند تا ترانه راهه
چند تا سپيده، رنگي
چند تا سپيد سياهه
به تيغ آفتاب قسم
نفس بريده منم
از لج اين كج كلاه
دوباره رج مي زنم
جريمه هاي خطي
جريمه هاي حرفي
جريمه هاي آبي
علم بهتر است يا ثروت
گوشه پرت نيمكت
بغل بغل تعارف
غزل غزل خشونت
بغض كدوم پرنده
بايد هنوز بباره
زخم كدوم قناري
مرهم اين دياره
چند تا شكار آهو
تا ته بيشه مونده
تا اين جا داغ آواز
چند تا قفس سوزونده!؟
شقایق درد من یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه ها نیست
کسی خشکیده خون من رو دستاش
کسی که یک نفس از من جدا نیست
به دلم گفتم سنگ شو
سنگ شد و رفت میون سنگها نشست
اینبارم عاشق یک سنگ شد.

از شرم اين صد چهرهها در آينه افتاده چين
از تندباد حادثه گفتي كه جان در بردهايم
اما چه جان دربردني ديريست كه در خود مردهايم
اي نازنين، اي نازنين در آينه ما را ببين
از شرم اين صدچهرهها در آينه افتاده چين
اينجا به جز درد و دروغ همخانهاي با ما نبود
در غربت من مثل من هرگز كسي تنها نبود
عشق و شعور و اعتقاد كالاي بازار كساد
سوداگران در شكل دوست بر نارفيقان شرم باد
هجرت سرابي بود و بس خوابي كه تعبيري نداشت
هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت
اينجا مرا تنها گذاشت
اي نازنين، اي نازنين در آينه ما را ببين
از شرم اين صدچهرهها در آينه افتاده چين
من با تو گريه كردهام در سوگ همراهان خويش
آنان كه عاشق ماندهاند در خانه بر پيمان خويش
اي مثل من در خود اسير ليلاي من با من بمير
تنها به يُمن مرگ ما اين قصه ميماند به جا
هجرت سرابي بود و بس خوابي كه تعبيري نداشت
هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت
اينجا مرا تنها گذاشت
اي نازنين، اي نازنين در آينه ما را ببين
از شرم اين صدچهرهها در آينه افتاده چين
اي مثل من در خود اسير ليلاي من با من بمير
تنها به يُمن مرگ ما اين قصه ميماند به جا
اي نازنين، اي نازنين در آينه ما را ببين
از شرم اين صدچهرهها در آينه افتاده چين
وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر مي كنند، نه رفتار و عملكرد شما
سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد
اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد
ما زمان را تلف نمي كنيم، زمان است كه ما را تلف مي كند
افراد موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلكه كارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند
پيش از آنكه پاسخي بدهي با يك نفر مشورت كن ولي پيش از آنكه تصميم بگيري با چند نفر
كار بزرگ وجود ندارد، به شرطي كه آن را به كارهاي كوچكتر تقسيم كنيم
كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد
انسان همان مي شود كه اغلب به آن فكر مي كند
همواره بياد داشته باشيد آخرين كليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد
تنها راهي كه به شكست مي انجامد، تلاش نكردن است
دشوارترين قدم، همان قدم اول است
عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد
آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد
وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است كه شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد
در انديشه آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش
امروز، اولين روز از بقية عمر شماست
براي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست
اميد، درماني است كه شفا نمي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيم
بجاي آنكه به تاريكي لعنت فرستيد، يك شمع روشن كنيد
آنچه شما درباره خود فكرمي كنيد، بسيار مهمتر از انديشه هايي است كه ديگران درباره شما دارند
آنكه مي تواند نسبت به نيكي ديگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد
هركس، آنچه را كه دلش خواست بگويد، آنچه را كه دلش نمي خواهد مي شنود
اگر هرروز راهت را عوض كني، هرگز به مقصد نخواهي رسيد
كساني كه نمي توانند فرصت كافي براي تفريح بيابند، دير يا زود وقت خود را صرف معالجه مي كنند
صاحب اراده، فقط پيش مرگ زانو مي زند، وآن هم در تمام عمر، بيش از يك مرتبه نيست
وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند
كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد
كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند
بهتر است دوباره سئوال كني، تا اينكه يكبار راه را اشتباه بروي
هرگاه مشكلي را مطرح مي كنيد، براي رفع آن هم راه حلي پيشنهاد كنيد
كيفيت جامع يعني درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول
آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد
اگر خود را براي آينده آماده نسازيد، بزودي متوجه خواهيد شد كه متعلق به گذشته هستيد
خانه ات را براي ترساندن موش، آتش مزن
خودتان را به زحمت نيندازيد كه از معاصران يا پيشينيان بهتر گرديد، سعي كنيد از خودتان بهتر شويد
اينجا، كار تمام نشده است، حتي آغاز پايان هم نيست، اما شايد پايان آغاز باشد
خداوند به هر پرندهاي دانهاي ميدهد، ولي آن را داخل لانهاش نمياندازد
تنها راهي كه به شكست ميانجامد، تلاش نكردن است
درباره درخت، بر اساس ميوهاش قضاوت كنيد، نه بر اساس برگهايش
از لجاجت بپرهيزيد كه آغازش جهل و پايانش پشيماني است
انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند ديگران را فريب داده است
كسي كه دوبار از روي يك سنگ بلغزد، شايسته است كه هر دو پايش بشكند
هركه با بدان نشيند، اگر طبيعت ايشان را هم نگيرد، به طريقت ايشان متهم گردد
كسي كه به اميد شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است
اگر جلوي اشتباهات خود را نگيريد، آنها جلوي شما را خواهند گرفت
اينكه ما گمان ميكنيم بعضي چيزها محال است، بيشتر براي آن است كه براي خود عذري آورده باشيم
هرگز هیچ حسرتی در دنیا
این چنین یک جا جمع نمیشود.
که در این سه واژه کوتاه:
"او دوستم ندارد"!
مردي در نمايشگاهي گلدان مي فروخت . زني نزديك شد و اجناس او را بررسي كرد . بعضي ها بدون تزيين بودند، اما بعضي ها هم طرحهاي ظريفي داشتند
زن قيمت گلدانها را پرسيد و شگفت زده دريافت كه قيمت همه آنها يكي است
او پرسيد:چرا گلدانهاي نقش دار و گلدانهاي ساده يك قيمت هستند ؟چرا براي گلداني كه وقت و زحمت بيشتري برده است ، همان پول گلدان ساده را مي گيري؟
فروشنده گفت: من هنرمندم . قيمت گلداني را كه ساخته ام مي گيرم. زيبايي رايگان است.

درد دوست داشتن
يا کسی را برای دوست داشتن نداشتن
هر دو درد است
درد من هردوست.
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید
بهر یک گل منت از صد خار می باید کشید
من به مرگم راضی ام اما نمی آید اجل
بخت بد بین از اجل نیز ناز می باید کشید


